نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 آبان 1389 توسط
محمد ب
یکى از اساتید بازنشسته ى دانشگاه تعریف مى کرد: به نادان آنچنان روزى رساند
پس از سالها یکى از شاگردان خود را که به حمق و بى هوشى مشهور بود و خصوصا در ریاضیات بدترین نمره ها را مى گرفت دیدم که بسیار ثروتمند شده است.
با تعجب از او پرسیدم : "با آن همه نفهمى و کودنى و حساب ندانى چنین ثروتى را از کجا به دست آورده اى؟!"
گفت: " با صاحب یک کارخانه ى چینى سازى مرتبط شده ام. یک سرویس چینى را از او به ده هزار تومان مى خرم و به سى هزار تومان مى فروشم و به همین سه درصد قانعم ...!
که صد دانا در آن حیران بماند!